تبليغاتX
عشق افسانه شد -

عشق افسانه شد

حافظ و عتابش به رياكاران
 ...و قلندرانه پرده از پلشتي‌هاي اين دنياي رونده و چرخ دونده کنار می زندکه:

تكيه بر اختر شب دزد مكن كين عيار                    تاج كاووس ببرد و كمر كيخسرو
آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت              حافظ اين خرقه پشمينه بينداز و برو

اما حافظ در روزگار خويش كه رياكاران بر خر مراد نشسته و بر طبل نفاق مي‌كوبند را به درستي شناخته و با نگاه عميق و عرفاني خود، آن را هم مانعي بر سر معاشقه با حضرت دوست مي‌داند و هم آفتي در مناسبات اجتماعي.
بنابراين، خود را از هم‌صحبتي با اهل ريا دور مي‌كند و صراحتا مي‌گويد:
من و هم‌صحبتي اهل ريا دورم باد                       از گرانان جهان رطل گران ما را بس
واعظان دروغين را كه بر منبر وعظ آن مي‌گويند و در خلوت خويش نه آن مي‌كنند، عتاب مي‌زند:
واعظان كين جلوه بر محراب و منبر مي‌كنند           چون به خلوت مي‌روند آن كار ديگر مي‌كنند
گوييا   باور          نمي‌دارند     روز    داوري             كاين همه قلب و دغل در كار داور مي‌كنند

با كمي دقت در ابياتي كه حافظ شيرين سخن در مذمت ريا مي‌گويد، درمي‌يابيم كه لسان‌الغيب به شدت از .... 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت1:56 بعد از ظهرتوسط علی | |