تبليغاتX
عشق افسانه شد -

عشق افسانه شد

 به بهانه ی سال جهانی مولانا :

                                  از رينولد نيكلسون، دانشمند، خاورشناس، اديب انگليسي و شارح ابيات مولوي و غواص درياي پرگهر افكار وي، مي‌پرسند كه به كدام دليل اين همه با مولوي انس گرفتي و اشعارش را بركاوي و ترجمه كردي‌‌؟ وي در پاسخ گفت‌: من حيفم آمد مردم انگلستان (مغرب زمين) از انديشه اين مرد بزرگ محروم باشند!مولوي، متفكر بزرگ ايراني و انديشمند بلندآوازه ای كه شوريدگي را بر تعصب و خشك مغزي شورانده و گهرهاي فراواني را از معرفت و دانش و دانايي در پيمانه داستان و شعر و سخن نغز پيمانده و به فراخور تمناي هر مخاطبي، عشق را پيشكش مي‌كند، بر بلنداي كلمه ايستاده و عالميان را از بدحال و خوشحال خطاب مي‌كند و بي‌ آن كه در قيد اين بماند كه چه برداشتي از او مي‌كنند و هر كسي به چه ظني بر ساحل درياي انديشه‌اش مي‌نشيند، خود و آبروي خود را (!) بر جانان عرضه مي‌كند.
هنوز جاي اين پرسش باقي است كه به راستي، مردمان زمانه از سست عنصران دلشان نگرفته است و مولوي‌وار اين نمي‌خواهند؟
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت    شير خدا و رستم دستانم آرزوست
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر   كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

              

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت1:55 بعد از ظهرتوسط علی | |